السيد محمد حسين الطهراني

7

امام شناسى (فارسى)

است و هم‌چنين گوش و ساير اعضاء ، چون مرتّباً قلب از مراقبت خود دريغ ننموده و دائماً خون به عنوان غذا و دوا و دافع دشمنان خارجى و عوامل موجب فساد و ميكرب‌هاى مهلكه مىفرستد . لذا چشم و گوش در تحت ولايت سلطان قلب زنده و پاينده‌اند قلب دستگاه معدّل و تنظيم كننده قوا و حيات بخشندهء اعضاى انسان است . و امّا از نقطه نظر معنى ، مغز و دستگاه مفكّره منظّم كننده اين قوا و اعضاء مىباشد ، چشم فقط مىبيند يعنى در اثر انعكاس نور ، صورتى از شيئى مرئى در حديبيّه و عدسى چشم منعكس مىگردد ؛ امّا اين صورت چيست و با او چه‌كار بايد كرد ، اين وظيفه چشم نيست ، اين كار مغز است كه اين صورت را گرفته و روى او حساب مىكند و از اين صورت بهره بردارى مىنمايد . و لذا كسانىكه مست شده‌اند يا بىهوش و يا ديوانه گشته‌اند در چشم آنان نقصانى به وجود نيامده است چشم كاملًا سالم و در منعكس نمودن شعاع و پديدار نمودن صورت مرئى بسيار صحيح و بجا كار مىكند ولى چون دستگاه مغز و مفكّره از كار خود دست كشيده و به وظيفه خود عمل نمىكند . سلسلهء اعصاب اين صورت را كه به مغز تحويل مىدهند مغز نمىتواند آن را بشناسد و آن را در محلّ خود اعمال كند . لذا ديده مىشود كه شخص مست خواهر و مادر خود را به جاى عيال خود مىگيرد و در صدد تعدّى به آنان بر مىآيد ؛ در معبر عام لخت و عريان حركت مىكند و نمىتواند تشخيص دهد كه صورت معبرى را كه سابقاً در قواى ذهنيِّهء خود محفوظ داشته است با اين صورت معبر فعلى تطبيق كند و سپس حكم به عدم جواز حركت در حالت عريان بودن در معبر نمايد . شخص مست ، هرزه مىگويد ، عربده مىكشد ، در نزد بزرگان كارهاى سخيف و ناروا مىكند ، از خوردن كثافات و خبائث دريغ ندارد و از جنايات خوددارى نمىكند ، با آن كه قواى سامعه و ذائقه و لامسه او كار خود را انجام مىدهد ، لكن چون دستگاه كنترل و تنظيم مغز خراب شده است لذا نه تنها نمىتواند از اين چشمِ بينا و گوشِ شنوا و دستِ توانا بهره بردارى كند بلكه به عكس آنان را در راه هلاكت و فساد مصرف نموده و به وسيله آنان تيشه به اصل شاخ و بن هستى خود مىزند .